من گمان میکردم
دوستی همچون سروی سرسبز
چهارفصلش همه آراستگی است
من چه می دانستم
هیبت باد زمستانی هست
من چه می دانستم
سبزه می پژمرد از بی آبی
سبزه یخ می زند از سردی دی
من چه می دانستم
دل هر کس دل نیست

زياد خورده بودم
.
.
.
هر چه در دلم بود
بالا آوردم
.
.
.
حتي تو را

آن قدر دوستت دارم ،
که دوست دارم
يکي اينگونه مرا دوست مي داشت !!!

غصّه که می خوری
انگار تمام درد های دنیا را می کشم.
این بهار هم تمام شد ،
مگر ما چند بهار دیگر ... ؟
بخند عزیزم
ببین چقدر زیباتری.

شب ،
به آسمان زمين نگاه کرد .
.
ماه کامل بود ،
صورتت را آفريد .

هر نتي که از عشق بگويد
زيباست
حالا
سمفوني پنجم بتهوون باشد
يا زنگ تلفني که در انتظار صداي توست.
زندگي مرگ است.!!!
.
کرم ابريشم مي گفت:
زندگي سوختن است.!!!
.
پروانه مي گفت:
زندگي پروانست.!!!
.
شمع تمام مي شد.

بيا تا غصه ها را در ببنديم حريم عشق را زيور ببنديم
بيا تا تيرگي ها را برانيم کتاب روشنايي را بخوانيم
بيا از لحظه ها سنبل بچينيم طلوع عشق را در گل ببينيم
بيا از کينه ها کمتر بگوييم طريق مهرباني را بپوييم
بيا مثل دو مرغ خسته از باد کنيم از آشيان وصل خود يار
بيا تا دست يکديگر بگيريم براي هم بمانيم و بميريم
بيا در بام شب مهتاب گرديم بيا از عشق هم بي تاب گرديم
بيا از شهد لبها ، مي بنوشيم بگوييم و بخنديم و بجوشيم
بيا افتان و خيزان ره بپوييم مگر ميخانه دل را بجوييم
بيا از اشکها لبخند سازيم زتلخيهاگلاب و قند سازيم
بيا در دل گل حسرت نکاريم چو باران بر سر گلها بباريم
بيا تا خود پرستي را بسوزيم لباس سادگي ، بر تن بدوزيم
بيا تا قدر يکديگر بدانيم حديث عشق را از سر بخوانيم
بيا پروانه يک شمع گرديم جدايي درد دارد جمع گرديم
"علي حيدري"

آن روزها که
براي نمره 20 گريه مي کردم نمي دانستم
نمي دانستم
.
.
آنها که بمب اتم مي سازند
و ...
در کارنامه هاشان
بيشتر 20 دارند.
شايدحالا هم
چيزي است که
من نمي دانم
و
خواهم فهميد؟!!!
نه !!!
نه !!!
.
.
گريه نمي کنم!!!

ع . برت
ش . ر ش . يطان ش . يشه ش . اهرگ
ش . ک ش . ليک ش . قيقه ق . تل
ش . يرين
ش . عله ش . مع ش . ور
ق . لبي
ع . لاقه ش . دت ع . اطفه
ع . طش ش . ديد ق . لب
ع . هد ش . وق ش . نيدن ق . هوه